تبليغاتX
tEhrAn kHaZz

  گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک

خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه

تر از تصورات بود سوال این بود

معنی عشق چیست؟

 وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه .

وقتی اون شما رو صدا می کنه ، احساس می کنی که اسمت از جای

مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله

مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک

بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش

ارتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله

 عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن

بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

 عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب

زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون

انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6

ساله

 عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از

اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی

- 7 ساله

 عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4

ساله

عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن

خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می

زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله

 عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست

نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله

عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده

، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله

عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم

دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن.

تامی - 6 ساله

عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

 عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از

رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله

می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام

لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون

تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

 وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های

کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی

می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

  بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه . همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که چی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 1:44  توسط SaDrA | 
طالع بینی انسانها و شناخت خصیت آنها از روی حرف اول اسم آنان !!!

توجه : در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"باید به جای این حروف معادل فارسی آنما را قرار دهید .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)=ب
.

الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه رو و با همه ملاحظه کند و خونگرم میباشد و با همه کس زود صمیمی میشود ودر زندگی در جنگ و جدال و گفتگو به سر میبرد و پیراهن سیاه بر او نامبارک می باشد و محنت بسیار می کشد و هر چه را طلب کند زود بیابد و مریضی وی همیشه در باد قولنج گردن وپهلو می باشد.

ب : فردی خوش قیافه و زیبا وبا محبت و رفیق باز و همیشه مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند.

ج : فردی باشد زیبا و خوش اخلاق وبا محبت و او همیشه از مریضی شکم رنج میبرد و این مریضی هر چند وقت یکبار اشکار میشود و دو وجه دارد یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفید پوست و بزرگ اندام و همیشه سرگردان واشفته می باشد و از کار خود حیران است

د: او فردی با دیانت و پر فکر وبشاش و زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه در حال ترقی می باشد

ه : او فردی است که همیشه اطرا فیان را امر ونهی کند و زیبا چهره وتند خو و اتشی مزاج و طبع او گرم میباشد

و: فردی است که همیشه به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور میشود و زبان بد پشت سر او باشد و دیگران بدی او را میگویند

ز: زیبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است و در زندگی برای او سحری می کنند و در زندگی شکست بزرگی می خورد و همیشه از درد سر و زانو در عذاب میباشد و نسبت به زندگی دلسرد می گردد و حیران و سر گردان میشود

ت: او فردی است خوش جهره و خوش اخلاق کم خواب و هرگاه مرتکب گناه میشود سریع توبه میکند و اگر دل کسی را برنجاند بسیار نگران و در پی ان است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی عجیبی در خود دارد

ث: فردی است ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ثابت قدم می باشد خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او پهن میباشد و در زندگی هرگز محتاج نخواهد شد

ح: او فردی زیبا و خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه دارد و همیشه در بحث و جدل وجنگ به سر میبرد

خ: فردی است زیبا چهره با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و هر چه سعی میکند رزقش بسیار شود موفق نمی شود و او فردی است عشقی و تنبل و کاهل در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و سر بلند شود

ر: او فردی است خوش اخلاق میانه رو و اتشی و همیشه اطرافیان در پشت سر او بد گویی کنند و او فردی است طمعکار و زیبا چهره وخوش گذران و اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد میرسد و دست او همیشه از پول دنیا تهی است

س : او فردی میباشد پر استعداد و با ذوق و سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور ومتکبر میباشد و هر کاری که میل داشت انجام میدهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر میبرد فردی باشد اتشی مزاج و همیشه در چشم اهل واعیان پر هیبت به چشم میاید

ش: او فردی است مشفق ومهربان و جنگجو و عصبانی و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنیا به او ضرر برسد از دست و زبان خود میخورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ میماند و بسیار لجباز است

ص : فردی است حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور میکند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و همیشه در حال ترقی و فکر میباشد

ض : او فردی است خوش اخلاق و زیرک ودانا وکینه توز و همیشه نگرانی خود را در ظاهر بروز نمیدهد و پیشانی او پهن است و کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق میباشد و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند و به دنبال هر کار زشتی توبه می کند و فردی زرنگ است

ط :او فردی است پاک و خوش اخلاق و عشقی و خوش گذران و خو نگرم و پیراهن سیاه براو خوشایند نیست و دوستی بسیار میکند

ظ : او فردی است که ظاهر و باطنش یکی است و خشک ومقرراتی میباشد و اطرافیان پشت سر او بد گویی کنند و قدر مال دنیا را نداند و در سینه و اعضا خالی دارد که نشان اقبال است و دنبال دوست رود و خواهان ان است که با دوستان تفریح کند

ع  : او فردی باشد بلند مرتبه و پر گذشت و خوش اخلاق و بخشنده و مقرراتی وخشک و او هرگز قدر مال دنیا را نمیداند و در دوستی با دیگران پاینده و متعصب و در اول زندگی رنج بسیار کشد و قدر مال دنیا را نداند

غ: زیبا چهره با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس نا امیدی کند در فکر میرود و به گذشته واینده خود می اندیشد دانا وعالم است و زندگی را با صلح وصداقت دوست دارد

ف : او فردی است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زیبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحیه هر چند وقت یک بار مریض و رنج میکشد و در زندگی چند بار شکست میخورد ولی در اینده به مقام و منزلت خوبی میرسد

ق: فردی است قادر وتوانا و زیرک و دانا و در هر کاری نقشه بسیار میکشد و موفق میشود هم زیباست و هم خوش اخلاق و فردی است خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد میکند

ک: او فردی است زیبا وخوش اخلاق و زیرک و دانا و زیرک و خشک و مقرراتی و زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب میباشند با یک کلمه حرف دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت باشد

ل: فردی است زیبا چهره و خوش اخلاق و یکدنده و همیشه جدایی اختیار کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه متعصب اطرا فیان نزدیک خود میباشد

م : خوش اخلاق و با محبت و خون گرم ونترس و همیشه اطرافیان پشت سرش بد گویی کنند و در روبرو از او تعریف و تمجید کنند او فردی باشد خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود همیشه کاهلی دارد و زود عصبانی میشود و سریع خاموش میشود عشقی میباشد و در تمام کارها تقاضای کمک کند

ن: او فردی است زیبا و خوش اخلاق و کینه توز و دم دمی مزاج میباشد گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار بد و مقرراتی وخشک میشود همچون قاضی میباشد ودر حقوق خود ودیگران به میزان برخورد کند

ی :او فردی است پر فکر وزیبا و با هر کس در افتد بر او غالب گردد دم دمی مزاج میباشد و گاهی بسیار خوب و گاهی بسیار خشک و مقرراتی است او فردی است چهار شانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج میبرد
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 6:32  توسط arijuana | 

خاطرات "كريس دي برگ" در ايران

من هنوز ایران هستم و اینجا خیلی خوش میگذرد! من یک کمی هم فارسی یاد گرفته ام

مثلاً میدانم که ارواحنا له الفدا یعنی رهبری، معظم له هم یعنی رهبری، قدس الله نفسه

هم یعنی رهبری، دامت افاضاته هم یعنی رهبری؛ اصلاً اینجا همه چیز یعنی رهبری!

فقط آدم باید یکیشو یاد بگیره! حرف زدن اینها عین حرف زدن عربهاست فقط فحش

هایشان فرق میکند! من هنوز رهبرشان را ندیده ام ولی فکر میکنم باید خیلی ورزشکار

باشد چونکه در ایران هر روز تمام مردم را میفرستد پیاده روی خانوادگی که ما در

امریکا بهش میگوئیم راهپیمائی! من اول فکر میکردم اینها فقط همین یکدانه امام را

دارند تو نگو دوازده تای دیگر هم دارند که تازه یکیش را هم نمیدانند کجاست!


رئیس جمهور اینها خیلی آدم با حالیه و اینقدر مردم ایران را میخنداند که نگو! خیلی هم

راحت میشود دیدش؛ فقط لازم است یکجا یک سه پایه و دو تا دوربین بگذاری خودش

هرجائی باشد فوری پیدایش میشود! خیلی هم مردم را سرگرم میکند مثلاً خودش پا

میشود میرود یک جزیره میدهد به اماراتی ها بعد مردم را میفرستد جلوی در

سفارتشان که بگویند چرا جزیره ما را گرفتید! در ایران رئیس جمهورها حتماً باید دو

دوره انتخاب بشوند: یک دوره خرابکاری رئیس جمهوری قبلی را جمع و جور بکنند،

یک دوره خودشان برای رئیس جمهور بعدی خرابکاری بکنند! عین ما که رئیس

جمهورهایمان اول میزنند یک کشوری را خراب میکنند بعدی همانجا را درست میکند

و یک کشور دیگه را خراب میکند! احتمالاً آنها نمیدانند که این کار را در کشور

خودشان هم میتوانند بکنند! یادم باشه وقتی برگشتم به بوش بگویم اینها را!

دانشجوهای ایرانی خیلی آدمهای مهم و باسوادی هستند؛ هنوز یک ترم درس نخوانده

یک چیزهائی میگویند که اینقدر مهم است که آنها را می اندازند زندان! آدمهای موفق

ایرانی هم برعکس همه جا هستند؛ اینطوری که در همه جا اگر یکنفر موفق باشد می

آید کشورش، اینجا هرکی موفق باشد میرود از کشورش! به گمانم اینکه میگویند

انقلابمان را صادر میکنیم همین باشد چون تمام کسانیکه یک چیزی حالیشان است

صادر شده اند به بقیه جاهای دنیا! اینها یک مربی فوتبالی داشته اند که همین پریروزا

صادر شده به یک کشور دیگه! عینهو مورینیو!

در ایران پلیس حساب همه چیز را از قبل میکند؛ مثلاً بقالی ها را می بندد که خانمها

برای خرید بیرون نیایند تا آقایان مزاحمشان نشوند! اصلاً خیلی باحاله! اینها یک پلیس

دارند که بلد است از چکمه آدم هم روایت دربیاورد ! تازگیها میرود دم خانه های مردم

میگوید میخواهم ببینم چی توی شرکتها هست که خصوصی است و ما نباید بدانیم؟! بعد

میگویند اینجا شرکت نیست خانه است میگوید من به هر حال حکم قضائی دارم میتوانم

بیایم تو؛ میگویند اگه میخواهی بگردی پس دیگه چرا بهانه شرکت میکنی؟ میگوید

اصلاً شما زیاد حرف میزنید بیائید برویم زندان! ازش خوشم آمده خیلی آدم قاطعی

است! من فقط یک چیزی را نفهمیدم؛ آن هم اینکه اینجا اگر کسی نماز نخواند از اداره

بیرونش میکنند بعد یکی از پلیسهایشان را چون نماز جماعت خوانده بیرون کرده اند!

فکر کنم اینجا آدمهای مهم نباید نماز بخوانند! یادم باشه وقتی رفتم پیش آقا ازش بپرسم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:36  توسط SaDrA | 

آینه های دو طرفه!

 

 يه عده آدم با مزه به این روش مي تونن به راحتي وقتي  كه شما توي

يه هتل یا اتاق پرو یا حمام یا دستشویی مشغول كارايي(!) هستین فیلم یا

عکس بگيرن و ...، و خوب اينجوري كمكتون كنن تا معروف شين.

 پس حتما قبل از اینکه يه همچين جاهايي از آینه استفاده کنین، مطمئن

شين كه یکطرفه است.

 

چطوري؟

 

از تست انگشت استفاده کنین:

انگشتتونو روی آینه بذارين. اگر بین انگشت شما و تصویرش توي آينه

فاصله ای باشد، این آینه واقعی است.  اما، اگر انگشت شما به

تصویرش چسبیده باشد، این آینه دو طرفه است و يكي داره تماشاتون

می کنه.

 پس اول قشنگترين لبخندتونو تحويل اون بابايي بدين كه اون پشته، و

بعدشم بدوين و حسابي از خجالت صاب مغازه يا مدير هتل يا هر كره

خري كه پشت قضيه اس در بياين.

دلیل علمي اين قضيه اينه كه:

۱- خوب اون بابا خيلي با مزه اس.

2- تو آینه های دو طرفه لایه جیوه روی سطح شیشه است، در حالي كه

تو آینه واقعی لایه جیوه پشت شیشه است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 1:26  توسط SaDrA | 


کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن
و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد
کودک نشنیداو فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق  آمد
اما کودک گوش نکرد
او به دور و برش نگاه کرد و گفت:
خدایا! بگذار تو را ببینم
ستاره ای درخشید. اما کودک ندید
او فریاد کشید : خدایا! معجزه کن
نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید
او از سر ناامیدیگریه سر داد و گفت:
خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی
خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید
اما کودک دنبال یک پروانه کرد
او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد
 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 12:16  توسط VaLo | 

خدا تو رو بیامزه محمود احمدی نژاد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 12:7  توسط VaLo | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 11:58  توسط VaLo | 
 

 


 اين كه مي شكافد هستي ديوار را!

اين كه مي گيرد عنان از طاقت هستي چنين!

 اين كه مي آيد فرود از اوج عرش، آينه سان!

پرتو ذات الهي‌؛

 

 روح قرآن؛

 

 باعث عدل و عدالت؛

 

 شور محراب عبادت؛

 

 شاه مردان، علي است !

 

علي!

 

 علي!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 19:0  توسط SaDrA | 

INTERVIEW WITH GOD

گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــدا


I dreamed I had an interview with god
خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم

God asked
خدا گفت

So you would like to interview me

پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشيد

God smiled
خدا لبخند زد !

My time is eternity
وقت من ابدي است

What questions do you have in mind for me
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي ؟

What surprises you most about human kind
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند ؟

God answered
خدا پاسخ داد :

That they get bored with child hood
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند

They rush to grow up and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد

long to be children again
حسرت دوران کودکي را مي خورند

That they lose their health to make money
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند

and then
و بعد

lose their money to restore their health
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند

That by thinking anxiously about the future
اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present
زمان حال را فراموش مي کنند

such that they live in nether the present
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند

And not the future
نه در آينده

That they live as if they will never die
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد

and die as if they had never lived
و آنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند

God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while
و مدتي هر دو ساکت مانديم

And then I asked
بعد پرسيدم

As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد

but they can do is let themselves be loved
اما مي توان محبوب ديگران شد

To learn that it is not good to compare themselves to others
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the most
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد

but is one who needs the least
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم

and it takes many years to heal them
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد

To learn to forgive by practicing for giveness
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند

T o learn that there are persons who love them dearly
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند

But simly do not know how to express or show their feelings
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند

To learn that two people can look at the same thing
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند

and see it differently
اما آن را متفاوت ببينند

To learn that it is not always enough that they be forgiven by others
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند

The must forgive themselves
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند

And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS
هميشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 3:0  توسط arijuana | 


Case One

جنس: دختر

مکان: شمال اورگان، غرب ایالات المتحده

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی

موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت.

فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ برابری طلبانه همجنس گرایان کالیفرنیا….

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.

نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now

نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!

قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا

موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟"

موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد

موسیقی مورد علاقه: کانتری

بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب

محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو



Case Two

جنس: دختر

مکان: شمال غرب تهران، ایران

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار

موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.

فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل دست فرمان با پسری که کمری دارد.

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان

نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52

نوع آرایش: لب- بریتنی، مو- کامرون دیاز، تتو ابرو- آنجلینا جولی،سایه- شقایق فراهانی

قد: یک چهار پایه + 20 سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد….دوباره بر می گردد بالا !

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا!

موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و کلمات قصار آنتونی رابینز

موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ

موسیقی مورد علاقه: هیوی متال..

بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری

محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت !
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 4:17  توسط arijuana | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به وبلاگ تهران خز خوش اومدید اینجا موضوع خاصی نداره هم سیاسی داره هم Funny و هر چیزی که فکرشو کنی یا نکنی . . . !

پیوندهای روزانه
ضد ف+ی +ل+ ... +
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
نویسندگان
arijuana
VaLo
SaDrA
پیوندها
وبلاگهای به روز شده
یک ضد ف+ی +ل+ ... + برای شما ....!!
ببین و بگو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کمیابترین کدهای جاوا