![]() |
![]() |
|
|
خاطرات "كريس دي برگ" در ايران من هنوز ایران هستم و اینجا خیلی خوش میگذرد! من یک کمی هم فارسی یاد گرفته ام مثلاً میدانم که ارواحنا له الفدا یعنی رهبری، معظم له هم یعنی رهبری، قدس الله نفسه هم یعنی رهبری، دامت افاضاته هم یعنی رهبری؛ اصلاً اینجا همه چیز یعنی رهبری! فقط آدم باید یکیشو یاد بگیره! حرف زدن اینها عین حرف زدن عربهاست فقط فحش هایشان فرق میکند! من هنوز رهبرشان را ندیده ام ولی فکر میکنم باید خیلی ورزشکار باشد چونکه در ایران هر روز تمام مردم را میفرستد پیاده روی خانوادگی که ما در امریکا بهش میگوئیم راهپیمائی! من اول فکر میکردم اینها فقط همین یکدانه امام را دارند تو نگو دوازده تای دیگر هم دارند که تازه یکیش را هم نمیدانند کجاست! راحت میشود دیدش؛ فقط لازم است یکجا یک سه پایه و دو تا دوربین بگذاری خودش هرجائی باشد فوری پیدایش میشود! خیلی هم مردم را سرگرم میکند مثلاً خودش پا میشود میرود یک جزیره میدهد به اماراتی ها بعد مردم را میفرستد جلوی در سفارتشان که بگویند چرا جزیره ما را گرفتید! در ایران رئیس جمهورها حتماً باید دو دوره انتخاب بشوند: یک دوره خرابکاری رئیس جمهوری قبلی را جمع و جور بکنند، یک دوره خودشان برای رئیس جمهور بعدی خرابکاری بکنند! عین ما که رئیس جمهورهایمان اول میزنند یک کشوری را خراب میکنند بعدی همانجا را درست میکند و یک کشور دیگه را خراب میکند! احتمالاً آنها نمیدانند که این کار را در کشور خودشان هم میتوانند بکنند! یادم باشه وقتی برگشتم به بوش بگویم اینها را! دانشجوهای ایرانی خیلی آدمهای مهم و باسوادی هستند؛ هنوز یک ترم درس نخوانده یک چیزهائی میگویند که اینقدر مهم است که آنها را می اندازند زندان! آدمهای موفق ایرانی هم برعکس همه جا هستند؛ اینطوری که در همه جا اگر یکنفر موفق باشد می آید کشورش، اینجا هرکی موفق باشد میرود از کشورش! به گمانم اینکه میگویند انقلابمان را صادر میکنیم همین باشد چون تمام کسانیکه یک چیزی حالیشان است صادر شده اند به بقیه جاهای دنیا! اینها یک مربی فوتبالی داشته اند که همین پریروزا صادر شده به یک کشور دیگه! عینهو مورینیو! برای خرید بیرون نیایند تا آقایان مزاحمشان نشوند! اصلاً خیلی باحاله! اینها یک پلیس دارند که بلد است از چکمه آدم هم روایت دربیاورد ! تازگیها میرود دم خانه های مردم میگوید میخواهم ببینم چی توی شرکتها هست که خصوصی است و ما نباید بدانیم؟! بعد میگویند اینجا شرکت نیست خانه است میگوید من به هر حال حکم قضائی دارم میتوانم بیایم تو؛ میگویند اگه میخواهی بگردی پس دیگه چرا بهانه شرکت میکنی؟ میگوید اصلاً شما زیاد حرف میزنید بیائید برویم زندان! ازش خوشم آمده خیلی آدم قاطعی است! من فقط یک چیزی را نفهمیدم؛ آن هم اینکه اینجا اگر کسی نماز نخواند از اداره بیرونش میکنند بعد یکی از پلیسهایشان را چون نماز جماعت خوانده بیرون کرده اند! فکر کنم اینجا آدمهای مهم نباید نماز بخوانند! یادم باشه وقتی رفتم پیش آقا ازش بپرسم! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:36 توسط SaDrA |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به وبلاگ تهران خز خوش اومدید اینجا موضوع خاصی نداره هم سیاسی داره هم Funny و هر چیزی که فکرشو کنی یا نکنی . . . !
|
| پیوندهای روزانه |
|
ضد ف+ی +ل+ ... + آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 |
| نویسندگان |
|
arijuana VaLo SaDrA |
| پیوندها |
وبلاگهای به روز شدهیک ضد ف+ی +ل+ ... + برای شما ....!! ببین و بگو |
|
RSS
|